نمیدانم در حوالی تولد من کدام ابر باران زا بی توقف باریده یا کدام سرزمین زلزله خیز باز خودش را بلعیده یا کدام رود دل به دریا زده و پایش را از مسیرش دراز تر کرده یا بال کدام شاپرکی زیر پای آدم آهنی مجروح شده یا دست کدام باغبانی غنچه ی نشکفته ی محمدیی را چیده یا ...نمیدانم . فقط میدانم به  سالگرد این اتفاق مبهم که میرسم ، انگار زمین و زمان دور سرم میچرخد و بی توقف میبارم و در خود رانش میکنم  و  غرق میشوم و میشکنم و ...



خاطره شده درسه شنبه 93/2/16ساعت 1:25 عصربا قلم تبسم بهار دل نگاشته ی شما( ) |


Design By : Pichak

جاوا اسکریپت