شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار
سلام همراه تمام راه :) ...اينجا ما قراره هر هفته يه قلاب بگيريم براي هم تا بتونيم با هر قلاب يه پله به خدا نزديكتر بشيم . . . قلاب ِ اين هفته (هفته چهارم)*كظم غيظ* ـه . . .يعني تو اين هفته سعي ميكنيم تو عملمون و زندگي روز مره مون از اين موضوع غافل نشيم و اين عملو ترك نكنيم . . البته يادمون باشه با خودمونم روراس باشيم و خودمونو گول نزنيم :)..آخر هفته كه اين قلاب رو باز ميكنيم تا بريم به قلاب بعدي اثرات . نتايج ..خاطره ها و هرچيزي كه تو اين يه هفته در مورد موضوع قلاب به دست اومده رو تو فيد هايي تو اين اتاق براي هم ميگيم . . . در موردشون بحث ميكنيم ... خاطره نويسي تو اين زمينه خيلي كاربرد داره . . .:) ميتونيم وبلاگامونم با مطالب و تجربه هامون در اين زمينه به روز كنيم :) اگه يه قلاب نياز به تلاش بيشتري داشت و زمين خورده هاش زياد بودن تمديدش ميكنيم :) فقط بپا رفيق نيمه راه نشي . . .

پيام‌هاي اتاق

ساعت ویکتوریا
+ اين عکسو ديدم ياد اين اتاق مرحومه افتادم. :)
هادي قمي
...
هادي قمي
.
+ *اصلا رفتار خودتون با والدينتون چطوريه ؟ کجاها از کوره در ميريد ؟ چطوري قانعشون ميکنيد ؟ راستي دستشونو ميبوسيد ؟ چطوري محبتتونو دريافت ميکنند ؟ رفتارتون باشون صميميه يا نظامي؟ دي: تو همين فيد منتظريم بشنويم*:)
من وقتاييم که از کوره در ميرم،خيلي زود پشيمون ميشم..
سلام:) بيشتر بگيد.. چه رفتاري داريد؟ چه عکس العملي دارن ؟ چه حسي داريد ؟
بعدی همه 22 نظر قبلی
هادي قمي
اگر اين اتفاق مي افتاد خيلي از تواضعهامون بي ارزش ميشد.
هادي قمي
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ *ســــــــــــــــلام* ببخشيد که يه مدت نه خيلي کوتاه اتاق راکد شد . :) ان شاءالله از اين هفته دوباره طرح قلاب گيري آغاز ميشه موضــــوع اين هفته که راي بالاتري آورد : *احتــــــــــــــــرام به پدر و مــــــــــــادر *ِ يه نکاتي رو در مورد اين موضوع در نظرات ميگم لطفا مطالعه بفرماييد :)
1- *حتما يادتون هست که طرح ِ اتاق اين بود که يه هفته سعي ميکنيم موضوع قلاب رو بيشتر از هميشه مد نطرمون قرار بديم و مواظبت کنيم تا اون واجب روبهتر از هميشه انجام بديم يا اون حرامو ترک کنيم . .. در مورد موضوع ِ احترام به پدر و مادر ميخواستم پيشنهاد بدم که اگه بشه يکم از نکات کليشه اي رد بشيم و به جزييات ريز تر وارد بشيم .
شايد همه (البته قطعا) ي ما افرادي هستيم که الحمدلله دست روي والدين بلند نميکنيم .. ناسزا به کار نميبريم و خداي نکرده هتک حرمت فاحشي در رفتارمون نيست. بنابر اين دوست داشتم پيشنهاد بدم که بهتره در مورد اين موضوع وارد مباحثي بشيم که کمتر مطرح ميشه اما عوارضش زندگي مارو تحت تاثير قرار ميده
بعدی همه 10 نظر قبلی
عطر ياس.
کمي تا قسمتي آري
هادي قمي
:(
+ از آيه الله جوادي ميشنويم موضوع هفته اتاق را. تاريخ بيان اين بيانات 13/09/1391 برابر با محرم 1434
هادي قمي
اجرا ميشود؟ //اگر بعضي بزرگواران سوالي داشتند بنده تا جايي ه بلد باشم در خدمتتون هستم.
+ من يه سوال اساسي دارم ؟ در اصل و اساس چرا بايد به پدر و مادر احترام بگذاريم؟
عطر ياس.
اولاً چون خدا گفته ما هم که بنده شيم پس بي چون و چرا مي گيم چشم دوماً امام صادق (عليه­ السلام) مي­فرمايد: به والدين خود احترام بگذاريد تا فرزندانتان احترام شما را حفظ کنند.
هادي قمي
البته يقينا ما مخالفش نيستيم اما فرض رو بر اين گذاشتم که مثلا دينو ايمون نداريم . ميخوايم عقلانيت اين حکم رو اثبات کنيم.
ممنون ميشيم اگه توضيح بديد
هادي قمي
چي رو تو ضيح بديم؟
+ خبر داري *كـــــــــــــظـــــــــــــم غــــــيـــــــظ *پاداش داره ؟؟؟ اينجا رو نيگا :
*آتيش پَــــر :) *: 1. نجات از آتش دوزخ امام باقر عليه السلام يکي از مهم ترين برکات خويشتن داري در حالت خشم را نجات از آتش دوزخ بيان کرده و مي فرمايد: من ملک نفسه إذا غَضِبَ حَرَََََّمَ الله جَسَدَهٌ عَلًي النار؛ هرکس درهنگم خشم و غضب، مالک نفس خويش باشد خداوند متعال بدن او را بر آتش جهنم حرام خواهد کرد.
*روز قيامت و آرامش ؟! فك كن ...:) *: امام محمد باقر (ع) مَن کَظِمَ غَيظاً وَ هُوَ يَقدِرُ عَلَي امضَائِهِ حَشَا اللهُ قَلبَهُ أمناً و ايماناً يوم القيامَ?؛ هرکس خشم خود را فرو برد در حالي که مي توانست از طرف مقابل انتقام بگيرد، خداوند متعال در روز قيامت قلبش را ازايمان، امنيت و سلامتي پر خواهد کرد.( بحارالانوار، 411،68)
همه 5 نظر
*تو هم از غضب خدا ميترسي ؟!اينجا رو ببين *:امام باقر عليه السلام در اين مورد فرمود: در تورات موسي عليه السلام نوشته است: يا موسي أمسک غضبک عمَّن ملّکتُک عليه أکفَّ عنک غضبي؛ در کتاب تورات در ضمن مناجات خداي عزوجل با موسي عليه السلام است: اي موسي خشم خود را از کسي که تو را بر او مسلط ساخته ام بازگير تا خشم خود را از تو باز گيرم.( همان، باب الغضب، ح 1)
*مومن شدنت مبارك :) *:قرآن کريم مؤمنين را در آيات متعدد به خاطر کنترل خشمشان مي ستايد. در سوره شوري در مورد يکي از ويژگي هاي بارز مؤمنين مي فرمايد: و أذا ما غضبوا هم يغفرون شوري /37؛ و هنگامي که خشمگين شوند عفو مي کنند.
+ * سوالايي براي به تکاپو افتادن ذهن ها و دست به سرچ شدن ِ شما (و خودم) ...و البته از کليشه خارج شدن موضوع:) راجع به اين مسايل هم علمي هم تجربي فيد بزنيد و پاسخ بديد تجربي يعني خاطره و اينا:) همچنين سوالاتتون رو زير اين فيد بنويسيد :)... اما زير اين فيد پاسخ نديد لطفا * 1_ آيا واقعا خيلي از مسايلي که بين ما و والدين پيش مياد ما محق هستيم يا نه؟ اصلا از پدر و مادر ظلمي صورت ميگيره . ؟*
2_آيا حق داريم از والدين چيزي به دل بگيريم ؟...حق کينه به دل گرفتن داريم ؟
3-نفرين والدين تا چه حد موثره؟اصلا دلشکستگي .. ناراحتي هاي روزمره .. آه.. حتي غم سطحي اون ها از ما .. تاثيري در روند زندگي داره ؟
بعدی همه 10 نظر قبلی
10- در سنين ميانسالي و کهنسالي مراقبت ازون ها واجبه ؟ اگه با شرايط زندگيمون نساخت چي ؟
*بقيه ش با شما*
+ *خـــــــــــــالي بــــــــنــــــــدي مـــــــــمــــــــنـــــــــوع*
شبر
91/7/24
شيشصد بار بت گفتم اين كارو نكن ....*شيشصد * دروغه :)
تو همّيشه همينطوري هسي .... *هميشه* دروغه :)
بعدی همه 28 نظر قبلی
اتفاقا بحث همينه که اغراق محسوب نميشه و مبالغه هم کاملا بي اشکاله . بله سرکار سبوي محبت فرمايشات شما درسته عموما جملات ذکر شده در بالا بدون اشکال است. و انسان رو هم به دروغ گويي و دروغ پردازي نميکشونه . الا موارد معدوده که انسان مرض ذهني خودش رو بخواد با اينا پوشش بده .
شبر
يه دروغ خيلي بزرگ : *بفرماييد منزل در خدمت باشيم* :)
+ *گفتم آب خنكااااا دي: ببين : *پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) فرمود: «إِذا غَضِبَ أَحَدُکُمْ، فَلَيَتَ وَضَّأْ بَالْماءِ الْبارِدِ، فَاِنَّ الْغَضَبَ مِنَ النّارِ; هرگاه يکى از شما خشمگين شد، با آب سرد وضو بگيريد، زيرا خشم از آتش است.
شبر
91/7/24
حضرت على(عليه السلام) فرمود: «أَعْدى عَدُوٍّ لِلْمَرْءِ غَضَبُهُ وَشَهْوَتُهُ، فَمَنْ مَلَکَهُما عَظُمَتْ دَرَجَتُهُ وَبَلَتْ غايَتُهُ، دشمن ترين دشمنان آدمى غضب و شهوت او است. آن کس که بتواند اين دو غريزه سرکش را مهار کند و آنها را به فرمان خود درآورد، مقام عظيمى دارد و مى تواند به اوج انسانيت برسد»غررالحکم،ص498.
+ يك ليوان آب خنك . . . نفس عميييييييييق . . . بيشتر ... بيشتر ... عميق تر .... اوهوممممممم سعي كن خودتو كنترل كني. يكم دراز نشست بزن ... پروانه بزن .... آفرين .. حالا سعي كن 180 درجه بزني .. تلاش كن تو ميتوني بايد ياد بگيري در برابر مشكلات و نا مطلوب ها انعطاف پذير بشي و زود به خشم نياي . . بيا يكم ديگه آب بخور ... الان خوبي ؟؟؟:)‏
دوستان ..لطفا هرچييييي در مورد كنترل خشم *تجربه و خاطره و پيشنهاد *داريد اينجا بنويسيد:)
آب ِ خنک..خيييييييييلي کارسازه
چند وقتي بود که اينجا نيامده بوديم.
هادي قمي
چند وقتي هست که اينجا نيامدم.
+ نچ نچ نچ ميدوني *غـــــــــــضــــــــــــب *چقدر *ضــــــــــــرر *داره ه ه؟!هوم؟ اينجا رو ببين:
*كيه؟!منم شيطان . . .ااا ..دم در بده .. بفرما تو ...:(* *امام باقرعليه السلام در اين زمينه مي فرمايد: غضب، آتش پاره اي است از شيطان که در باطن فرزند آدم است و چون کسي از شما عصباني شدچشم هاي او سرخ مي شود و باد به رگ هاي او مي افتد و شيطان در وجودش داخل مي شود.( معراج السعاده، 326)
*كــــــــــــــليد بدي هـــــــــــــا :(* از حضرت امام صادق (ع) روايت است که فرمود الغضب مفتاح کل شر يعني غضب کليد همه بديهاست.
همه 7 نظر
*يه شــــر...با اينقدر ضرر؟!:(*: على(عليه السلام) فرموده: «شِدَّةُ الْغَضَبِ تُغَيِّرُ الْمَنْطِقَ، وَ تَقْطَعُ مادَّةَ الْحُجَّةِ، وَتُفَرِّقُ الْفَهْمَ; خشم شديد چگونگى گفتار را تغييرمى دهد، و اساس استدلال را به هم مى ريزد، تمرکز فکر را از ميان مى برد و فهم آدمى را پراکنده مى سازد».(
منابع اينجا :http://saharpanahi.persianblog.ir/post/57
+ قلابي براي بالا آمدن نيست لا اقل خود اتاق را بالا مي‌آوريم :)
ممنون
+ سخت آشفته و غمگين بودم… به خودم مي گفتم: بچه ها تنبل و بد اخلاقند دست کم ميگيرند درس ومشق خود را… بايد امروز يکي را بزنم، اخم کنم و نخندم اصلا تا بترسند از من و حسابي ببرند… خط کشي آوردم، درهوا چرخاندم... چشم ها در پي چوب، هرطرف مي غلطيد مشق ها را بگذاريد جلو، زود، معطل نکنيد ! اولي کامل بود، دومي بدخط بود بر سرش داد زدم... سومي مي لرزيد... خوب، گير آوردم !!! صيد در دام افتاد و به چنگ آمد زود..
دفتر مشق حسن گم شده بود اين طرف، آنطرف، نيمکتش را مي گشت تو کجايي بچه؟؟؟ بله آقا، اينجا همچنان مي لرزيد... ” پاک تنبل شده اي بچه بد ” " به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند" ” ما نوشتيم آقا ” بازکن دستت را... خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم او تقلا مي کرد چون نگاهش کردم ناله سختي کرد... گوشه ي صورت او قرمز شد هق هقي کردو سپس ساکت شد... همچنان مي گرييد... مثل شخصي آرام، بي خروش و ناله
ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد زير يک ميز،کنار ديوار، دفتري پيدا کرد …… گفت : آقا ايناهاش، دفتر مشق حسن چون نگاهش کردم، عالي و خوش خط بود غرق در شرم و خجالت گشتم جاي آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود سرخي گونه او، به کبودي گرويد ….. صبح فردا ديدم که حسن با پدرش، و يکي مرد دگر سوي من مي آيند... خجل و دل نگران، منتظر ماندم من تا که حرفي بزنند شکوه اي يا گله اي، يا که دعوا شايد سخت در انديشه ي آنان بودم
پدرش بعدِ سلام، گفت : لطفي بکنيد، و حسن را بسپاريد به ما ” گفتمش، چي شده آقا رحمان ؟؟؟ گفت : اين خنگ خدا وقتي از مدرسه برمي گشته به زمين افتاده بچه ي سر به هوا، يا که دعوا کرده قصه اي ساخته است زير ابرو وکنارچشمش، متورم شده است درد سختي دارد، مي بريمش دکتر با اجازه آقا ……. /چشمم افتاد به چشم کودک... غرق اندوه و تاثرگشتم منِ شرمنده معلم بودم
ليک آن کودک خرد وکوچک اين چنين درس بزرگي مي داد بي کتاب ودفتر …. من چه کوچک بودم او چه اندازه بزرگ به پدر نيز نگفت آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم عيب کار ازخود من بود و نميدانستم من از آن روز معلم شده ام …. او به من ياد بداد درس زيبايي را... که به هنگامه ي خشم نه به دل تصميمي نه به لب دستوري نه کنم تنبيهي يا چرا اصلا من عصباني باشم با محبت شايد، گرهي بگشايم با خشونت هرگز... با خشونت هرگز...
+ سلام بر تمام دوستان. ديگر قرار نيست قلابي براي هم بگيريم؟
عطر ياس.
سلام مدير نيستن بقيه هم هيچ فضيلتي رو پيشنهاد ندادن ما قلابش کنيم
ساعت دماسنج
گروه قلاب بگير بيام بالا
vertical_align_top